تبليغاتX
تو یه نعمتی تودنیا

تو یه نعمتی تودنیا

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 17:23 توسط امیر |


از کودکی پرسیدم عشق چیست؟
گفت: ****** بازی

از نوجوانی پرسیدم عشق چیست؟
گفت:****** رفیق بازی

از جوانی پرسیدم عشق چیست؟
گفت:****** پول و ثروت

از پیرمردی پرسیدم عشق چیست؟
گفت:****** عمر

از عاشقی پرسیدم عشق چیست؟

چیزی نگفت****** آهی کشید و سخت گریست




به گل گفتم: " عشق چيست؟" گفت: "از من خوشگل تر است..."

به پروانه گفتم: " عشق چيست؟" گفت: "از من زيبا تر است..."

به شمع گفتم: " عشق چيست؟" گفت: "از من سوزان تر است..."

+ نوشته شده در سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 17:18 توسط امیر |


 

 

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387 17:34 توسط امیر |


 

Image and video hosting by TinyPicعاشق                     عاشق ترImage and video hosting by TinyPic

نبود در تار و پودش       ديدي گفت عاشقه عاشق

@@@@@@@@   نبودش  @@@@@@@@@@

امشب همه جا حرف  از آسمون و مهتابه  ،  تموم خونه ديدار اين خونه

فقط  خوابه ، تو كه رفتي هواي  خونه تب داره  ،  داره  از درو ديوارش غم

عشق تو مي باره ، دارم مي ميرم از بس غصه خوردم ،  بيا بر گرد تا ازعشقت

نمردم، همون كه فكر نمي كردي نمونده پيشت، ديدي رفت ودل ما رو سوزوندش

حيات خونه دل مي گه درخت ها همه خاموشن، به جاي كفتر و  گنجشك  كلاغاي

سياه پوشن ،  چراغ  خونه  خوابيده  توي  دنياي خاموشي  ،   ديگه  ساعت رو

طاقچه شده كارش فراموشي  ،  شده كارش فراموشي  ،  ديگه  بارون  نمي

باره  اگر چه  ابر سياه  ،  تو كه  نيستي  توي  اين خونه ،   ديگه  آشفته

بازاريست  ،  تموم  گل ها  خشكيدن مثل خار بيابون ها ،  ديگه  از

رنگ  و رو رفته ، كوچه و خيابون ها ،،، من گفتم و يارم گفت

گفتيم و سفر كرديم،از دشت شقايق ها،با عشق گذركرديم

گفتم اگه من مردم ، چقدر به من وفاداري، عشقو

به فراموشي ،چند روزه تو مي سپاري

گفتم كه تو مي دوني،سرخاك

تو مي ميرم ، ولي

تا لحظه مردن

نمي گيرم

دل از

  تو

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1387 17:22 توسط امیر |


Animation miscellaneous # 210989

+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387 16:55 توسط امیر |


+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387 16:51 توسط امیر |


+ نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387 16:46 توسط امیر |


وقتي دلتنگ شدي به ياد بيار کسي رو که خيلي دوست داره.

 .وقتي نااميد شدي به ياد بيار کسي رو که تنها اميدش تويي. وقتي پر از سکوت

 شدي به ياد بيار کسي رو که به صدات محتاجه. وقتي دلت خواست از غصه

بشکنه به ياد بيار کسي رو که توي دلت يه کلبه ساخته. وقتي چشمات تهي از

 تصويرم شد به ياد بيار کسي رو که حتي توي عکسش بهت لبخند ميزنه. وقتي

 به انگشتات نگاه کردي به ياد بيار کسي رو که دستاي ظريفش لاي انگشتات گم

 ميشد. وقتي شونه هات خسته شد به ياد بيار کسي رو که هق هق گريش اونها

 رو مي لرزوند

+ نوشته شده در شنبه هفتم اردیبهشت 1387 11:54 توسط امیر |


+ نوشته شده در شنبه هفتم اردیبهشت 1387 11:50 توسط امیر |



                                        از اینکه اومدید ممنونم.

بازهم مثله همیشه به دعاهاتون احتیاج دارم چون می دونم دل شما خیلی از واسه من پاک تره.

 

 در آرزوی تو

+ نوشته شده در دوشنبه دوم اردیبهشت 1387 12:43 توسط امیر |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

من امیر 19ساله امیدوارم ازوب سایت من خوشتان بیاید


صفحه نخست
پست الکترونیک



نوشته های پیشین

خرداد 1387

اردیبهشت 1387
فروردین 1387



پیوندها

مرا در یاب که دل دریایی من بی تو مرداب است(مهدی)
کاش در دهکده ی قلب جوان تک درختی باشد(باران)
تو تنهاترین برگ سبز درحت تنهایی(نغمه)
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin